علیرضا ملاحتی – به گزارش تجارت آوا، رضا سجادی همبنیانگذار و مدیرعامل دان در نشست خبری گفت: در سال ۱۹۲۵، در گوشهای از شهر لندن، در اتاقی ساده و بیآلایش، مردی به نام جان لوگی برد با نبوغی بیمانند، جرقهای در تاریخ بشریت زد. او دستگاهی ساخت که تصویری لرزان اما سرشار از حیات را برای نخستینبار از سویی به سوی دیگر فرستاد. این لحظه، نهتنها نقطه عطفی در فناوری، بلکه سرآغاز عصری نو بود که نامش را «تلویزیون» نهادند. این جعبه جادویی، فراتر از یک ابزار صرف، به تاروپود زندگی ما نفوذ کرد و بخشی جداییناپذیر از وجودمان شد. با تلویزیون خندیدیم، آموختیم، اشک ریختیم و گاه در آینه آن، بازتابی از جامعهای را دیدیم که در آن زیست میکنیم. تلویزیون نهفقط سرگرمی بود، بلکه معلمی بود که بیصدا درس میداد، دوستی بود که لحظههای تنهایی را پر میکرد و آیینهای بود که حقیقت را، گاه تلخ و گاه شیرین، به ما نشان میداد.
اکنون، پس از گذشت یک قرن از آن تصویر لرزان و شگفتانگیز، دیگر بسنده نیست که تلویزیون تنها نقش یک پخشکننده را ایفا کند. در جهانی که فناوری با شتابی خیرهکننده پیش میتازد، تلویزیون باید بفهمد، پاسخ دهد، گوش کند، سلیقه ما را بشناسد، با ما رشد کند و از همه مهمتر، تجربهای خلق کند که قلب و ذهن را به تسخیر درآورد. اینجاست که «دان» از دل این نیاز و آرمان زاده میشود. دان نهصرفاً یک پلتفرم یا یک رابط نرمافزاری، بلکه ادامه رویایی است که پیشگامانی چون جان لوگی برد در سر داشتند: رویای خلق تلویزیونی که نهتنها زندهتر و هوشمندتر است، بلکه انسانیتر است؛ همراهی که با ما سخن میگوید و زندگیمان را غنیتر میکند.
امروز، در این نشست، در محضر شما، از مسیری سخن میگویم که پیمودهایم تا دان را به خانههای شما بیاوریم؛ از رویایی که در دلمان جوانه زد تا چشماندازی که برای آینده ترسیم کردهایم. از همان آغاز، آرمان ما این بود که با سرگرمی و هوشمندی، به خانههای مردم راه یابیم، لحظههایشان را رنگین کنیم و تجربهای بیافرینیم که فراتر از یک نمایش ساده باشد. اما این راه، آسان نبود. دریافتیم که برای یک استارتاپ، در دست گرفتن همه زنجیره ارزش، از ساخت سختافزار تا توسعه نرمافزار، کاری است بس دشوار و پیچیده. پس بهسوی همکاری با دیگران گام برداشتیم؛ با شرکتهایی که جعبههای جادویی میسازند و میتوانند ما را به خانههای بیشتری پیوند دهند.
نخستین گامهای این همکاری، با مجموعه «نما» شکل گرفت. قرارداد برای تولید ۵۰ هزار دستگاه، نقطه عطفی بود که نهتنها مسیرمان را روشن کرد، بلکه ما را به سوی تحولی بزرگ در کسبوکارمان سوق داد. این تجربه، به ما آموخت که با همراهی دیگران، میتوانیم رویاهایمان را گستردهتر کنیم. سپس، با جلسات متعدد و گفتوگوهای بیپایان، با گروه صنعتی «انتخاب» به توافقی رسیدیم که شروعی بود برای فصلی نو. این همکاریها، به ما امکان داد تا خدماتمان را به مردمان بیشتری عرضه کنیم، با آدمهای بیشتری پیوند برقرار کنیم و تجربهای خلق کنیم که نهتنها سرگرمکننده، بلکه زندگیساز باشد.
اکنون، چشماندازمان پیش روی ماست: خلق خانهای هوشمند، نه به معنای صرف ابزارهای پیشرفته، بلکه فضایی که در آن، هر کس که «دان» را در خانهاش دارد، جهانی از خدمات را در دسترس ببیند. سرگرمی، تنها آغاز این راه است. دان، دریچهای است به سوی جهانی از فیلم و سریال، موسیقی، اخبار و فراتر از آن، به سوی خانهای که با شما نفس میکشد، نیازهایتان را میفهمد و زندگی را سادهتر، زیباتر و معنادارتر میکند. ما این را «سکو» مینامیم؛ سکویی برای پیوند خانهها، سرگرمیها و زندگی.
نخستین گام ما، ورود به خانهها با محتوایی غنی و سرگرمکننده بود. فیلمها و سریالهایی که قلبها را تسخیر میکنند، موسیقی که روح را نوازش میدهد و اخباری که ذهن را بیدار نگه میدارد. اما این تنها آغاز راه است. ما در پی آنیم که پنج میلیون خانه را به این تجربه دعوت کنیم؛ پلتفرمی کامل برای سرگرمی خلق کنیم و سپس، پا را فراتر نهیم: به سوی تجارت الکترونیک، اخبار، گردشگری و صنایعی که زندگی را رنگینتر میکنند. مأموریت ما ساده اما بلندپروازانه است: تبدیل تلویزیون از یک جعبه ساده به درگاهی هوشمند برای سرگرمی، محتوا، خدمات جمعی و خانهای که با شما همقدم میشود.
این داستان دان است؛ از رویایی که در گذشته جوانه زد تا چشماندازی که برای آینده ترسیم کردهایم. از لحظهای که تلویزیون رنگی در استرالیا به مردم معرفی شد تا امروز که ما در پی خلق تجربهای نو هستیم. همراه ما باشید تا این سفر را با هم ادامه دهیم و جهانی را به تماشا بنشینیم که در آن، دان نهتنها بخشی از خانههای شماست، بلکه بخشی از زندگیتان. جهانی که در آن، هر صفحه نمایش، دریچهای است به سوی آیندهای هوشمند، سرگرمکننده و انسانی.
در ادامه هادی روایی، مدیر مارکتینگ «دان»، با موضوع ساید b2c آگاهی سازی سمت مخاطب راهکارهای درآمدزایی در این نشست، از سفری سخن گفت که از قلب نیازهای مخاطب آغاز شد و به خلق ارزشهایی رسید که زندگی را سادهتر، زیباتر و معنادارتر کرد. ما در «دان» نهفقط به دنبال بازاریابی بودیم، بلکه در پی آن بودیم که تجربهای خلق کنیم که با روح و قلب مخاطب سخن بگوید.
ما داستان خود را از نگاه کاربر آغاز کردیم؛ از لحظهای که او در جستوجوی محتوایی است که او را سرگرم کند، به او بیاموزد یا خاطراتی کهنه را زنده کند. کاربر، پیش از رسیدن به تلویزیون، مسیری پرفرازونشیب را طی میکند: جستوجو میکند، با فروشندگان گفتوگو میکند، نظرات را میخواند و گاهی با تردید، قدمی به سوی انتخاب برمیدارد. ما در «دان» این مسیر را به دقتی شاعرانه بازسازی کردیم و «قلاب دان» را در هر گام از این سفر جای دادیم تا مخاطب را نهفقط به سوی خود بکشاند، بلکه همراه او شود.
نخستین گام ما، شنیدن صدای مخاطب بود. پیش از آنکه ابزارهای مدرن دیجیتال را به خدمت بگیریم، تیمی کوچک اما پرشور برای تماسهای مستقیم با کاربران شکل دادیم. میخواستیم بدانیم مخاطب چه میخواهد، چه میجوید و چگونه با محصول ما پیوند میخورد. این صداها، بازخوردها و داستانها، سنگ بنای استراتژی ما شدند. سپس، به سراغ رسانههای اجتماعی رفتیم و تجربههایمان را غنیتر کردیم. از فروشندگان تا نصابان و مربیان، هر نقش را با دقت در این زنجیره جای دادیم تا هر ضربه، درست در جای خود فرود آید.
ارزشی که در «دان» خلق کردیم، دو بال داشت: سهولت و جامعیت. سهولت، یعنی تجربهای روان و بیدغدغه برای کاربر؛ تجربهای که در آن، خبری از پیچیدگیهای کابلها، زیرنویسهای ناهماهنگ یا جستوجوهای بیپایان نیست. دستیار هوشمند ما، «دانا»، این سهولت را به اوج رساند. از کودکی که هنوز الفبا نیاموخته اما با شوق محتوا را کاوش میکند، تا بیماری که با اماس دستوپنجه نرم میکند و «دانا» برایش دریچهای به دنیای سرگرمی گشوده است، این سهولت، زندگی را لمس کردنیتر کرده است. و جامعیت، یعنی گردآوری محتواهایی که همه را دور هم جمع میکند؛ از فیلمهای ماندگار مانند «نفس عمیق» که پس از دو دهه دوباره جان گرفت، تا برنامههایی چون «مهمونی» با ایرج طهماسب که خاطرات نسلها را زنده کرد و سریالهای روز مانند «آبان» که قلب مخاطبان را تسخیر کرد.
ما در «دان» به محتوا نهفقط به چشم محصولی تجاری، بلکه بهعنوان مسئولیتی اجتماعی نگریستیم. محتواهای فاخر، از سینمای کلاسیک تا آثار نو، را به خانهها آوردیم تا پلی باشیم میان گذشته و حال، میان نسلها و سلیقهها. این مسئولیت، ما را به خلق زیرساختی برای خرید آسان محتوا هدایت کرد؛ زیرساختی که با یک ریموت ساده یا حتی یک کلیک روی موبایل، تجربهای بیوقفه را به ارمغان میآورد. مجله تصویری «دان» و نقد و بررسیهایمان، راهنمایی شدند برای مخاطبانی که در جستوجوی انتخابی هوشمندانه بودند.
نکتهای شگفتانگیز که قلبمان را گرم کرد، این بود: ۷۰ درصد از کاربرانی که در پلتفرم ما محتوا خریدند، پیش از آشنایی با «دان»، هرگز تجربه خرید محتوای دیجیتال نداشتند. این، نهتنها موفقیتی برای ما، بلکه مسئولیتی سنگینتر بود؛ مسئولیتی برای ادامه این مسیر و رساندن محتوا به دست کسانی که تشنه آناند. ما پلی شدیم برای نسلی که با تلویزیون بزرگ شدهاند، از پدران و مادرانی که هنوز موبایل برایشان غریبه است، تا کودکانی که با شوق، دنیای دیجیتال را کشف میکنند. تلویزیون، آن دوست قدیمی، در «دان» به خانهای امن برای همه نسلها بدل شد.
این داستان «دان» است؛ داستانی که از یک صبحانه ساده با آدمهایی ناآشنا آغاز شد و به خلق جهانی رسید که در آن، سرگرمی، سهولت و جامعیت، دست در دست هم، زندگی را زیباتر میکنند. ما در این مسیر، نهفقط یک پلتفرم، بلکه یک همراه ساختیم؛ همراهی که با شما میخندد، میآموزد و در هر لحظه، شما را به قلب محتوا میبرد.
در ادامه محمدرضا خیردوش مدیر توسعه کسب و کار دان با موضوع فرصتهای تجاری دان و b2b در نشست خبری از فرصتهای تجاری و چشماندازهای B2B این پلتفرم سخن گفت؛ از مسیری که از خانههای ایرانی آغاز شد و به خلق ارزشهایی رسید که هم سرگرمی را بازتعریف کرد و هم تبلیغات را به افقی نو برد.
ما در «دان» دریافتیم که تلویزیون، دیگر تنها یک جعبه نمایش نیست؛ بلکه درگاهی است برای تحقیق، تعامل و تجربه. با هوشمندسازی این دستگاه قدیمی و آشنا، ما زیرساختی مدرن برای تبلیغات و سرگرمی خلق کردیم که نهتنها مخاطب را به خود جذب میکند، بلکه جایگاهی محکم در ذهن او میسازد. این مسیر، دو شاخه اصلی داشت: سرگرمی و تبلیغات، دو بال برای پرواز به سوی آیندهای که در آن، هر خانه ایرانی با «دان» به تجربهای یکپارچه دست مییابد.
در مسیر سرگرمی، ما «دان» را به مرجعی برای مصرف و خرید محتوا در خانههای ایرانی تبدیل کردیم. از کاربرانی که به محتوای رایگان بسنده میکنند تا آنهایی که اشتراک میخرند یا قسمتهایی از سریالهای محبوبشان را انتخاب میکنند، ما برای هر سلیقهای راهی گشودیم. نکته شگفتانگیز این بود که ۷۰ درصد از کاربران ما پیش از آشنایی با «دان»، هرگز تجربه خرید محتوای دیجیتال نداشتند. این، نهتنها موفقیتی برای ما، بلکه گواهی بود بر نیاز بازار به تجربهای ساده و در دسترس.
اما در مسیر تبلیغات، ما به بازتعریفی جسورانه دست زدیم. در جهانی که کسبوکارها برای دیده شدن، جذب کاربر و افزایش بازدید میجنگند، «دان» درگاهی مدرن برای تبلیغات خلق کرد. ما با تحلیل رفتار کاربران، دریافتیم که هر مخاطب در چه ساعتی از شب، چه محتوایی را میجوید. این دانش، به ما امکان داد تا تبلیغات را دقیق و هدفمند به مخاطب برسانیم. از بنرهای تبلیغاتی تا اسلایدرهای هوشمند که در لحظههای سکون تلویزیون ظاهر میشوند، هر ابزار را با دقت طراحی کردیم. نتیجه؟ ۱۲ میلیون کلیک در یک ماه و ۳۷ درصد نرخ بازدهی برای کسبوکارهایی که به ما اعتماد کردند.
ما هرگز به تولید محتوا نپرداختیم، بلکه با افتخار، همراه تولیدکنندگان محتوا شدیم. از شرکتهای خلاق که داستانهای بصری میسازند تا برندهایی که در جستوجوی مخاطباند، «دان» بستری شد برای همافزایی. از امسال، ما پا را فراتر گذاشتیم و از دنیای تولید محتوا به سایر صنایع گام نهادیم. با یک و نیم میلیون تلویزیون خانگی فعال و ۹۰۰ هزار کاربر فعال ماهانه که به ضریب نفوذ ۲.۸، بیش از ۲.۵ میلیون نفر را در برمیگیرد، «دان» به پلتفرمی تبدیل شده که میتواند هر کسبوکاری را به مخاطبانش برساند.
مزیت ما چیست؟ دسترسی گسترده به تمامی استانهای ایران، پراکندگی جغرافیایی بینظیر، تحلیلهای پیشرفته که به کسبوکارها نشان میدهد در مسیر درستی گام برمیدارند، و از همه مهمتر، بومی بودن. «دان» با ذائقه ایرانی طراحی شده، با فرهنگ ایرانی نفس میکشد و برای کاربر ایرانی، تجربهای یکپارچه از سرگرمی و تبلیغات خلق میکند. از اسلایدرهای هوشمند که در لحظههای خاموشی تلویزیون، کسبوکارها را معرفی میکنند، تا زیرساختی که خرید محتوا را به سادگی یک کلیک میکند، ما آینده مصرف محتوا و تبلیغات را در خانههای ایرانی بازتعریف کردهایم.
این داستان «دان» است؛ داستانی که از یک چشمانداز ساده آغاز شد و به خلق تجربهای رسید که نهتنها سرگرم میکند، بلکه کسبوکارها را به قلب خانهها میبرد. ما در «دان»، آیندهای را میسازیم که در آن، هر تلویزیون، نهفقط یک صفحه نمایش، بلکه دریچهای است به سوی جهانی هوشمند، پویا و متصل.





























